بسم الله الرحمن الرحیم     { پست ثابت }

 

 

 

 

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن
گفتا تو هم از معصیت صرف نظر
کن


گفتم به نام نامیت هر دم بنازم
گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم


گفتم که دیدار تو باشد آرزویم
گفتا که در کوی عمل کن جستجویم



گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن
گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن



گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن
گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن



گفتم ز حق دارم تمنای سکینه
گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه



گفتم رخت را از من واله مگردان
گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان



گفتم به جان مادرت من را دعا کن
گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن



گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم
گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم



گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن
گفتا به آب دیده دل را شستشو کن



گفتم دلم از بند غم آزاد گردان
گفتا که دل با یاد حق آباد گردان



گفتم که شام تا دلها را سحر کن
گفتا دعا همواره با اشک بصر کن



گفتم که از هجران رویت بی قرارم
گفتا که من روز وصل در انتظارم

 

خانه ای در کوچه باغ دل،پذیرای همه

 

 

ای دو چشمانت چراغ شام یلدای همه

آفتاب صورتت خورشید فردای همه

ای دل دریایی ات کشتی نشینان را امید

ای دو چشم روشنت فانوس دریای همه

خنده های گاه گاهت خنده خورشید صبح

شعله لرزان آهت شمع شب های همه

ای پیام دل نشینت بارش باران نور

وی کلام آتشینت آتش نای همه

قامتت نخل بلند گلشن آزادگی

سرو سرسبزی سزاوار تماشای همه

گر کسی از من نشانی از تو جوید گویمش

خانه ای در کوچه باغ دل،پذیرای همه

لاله زار عمر، یک دم بی گل رویت مباد

ای گل رویت بهار عالم آرای همه

شاعر:

حداد عادل

جانم فدای رهبر

ان حزب الله هم الغالبون

 

وقتی در روز 22بهمن آن همه جمعیت را دیدم که عکس مبارک حضرت آقا را در دست داشته و به عشق رهبر با درایت وعزیزمان آمده بودند.خداراشکر کردم که من هم قطره ای ازاین دریای پر خروش عاشقان آقا هستم.از طرف دیگر دلم به حال کوردلانی  که نمیتوانند این همه عشق وپاکی و صفا و صداقت را درک کنند سوخت .آنها چگونه میتوانند خورشید را با این همه نور و گرما وروشنایی وحیات انکار کنند.خدایا دشمنان کوردل را اگر قابل هدایت هستند به لطف و مرحمتت هدایت فرما واگر نیستند هر چه زودتر جهان را از وجود کثیفشان پاک بفرما .             

 

آمین یا رب العالمین

 

 

 

حماسه مردم ایران...

قبل از انتخابات و در راهپیمایی دیروز همه میگفتن مرگ بر سازشکار.

حالا

داداشم می پرسه"مامان، سازشکار کیه؟!!!"  !!!!!!!!  

رهبرا من مصطفیی دیگرم،فرمان بده

تا چراغی در میان این شبستان روشن است

تا تنور نان گرم مرد چوپان روشن است

شک نکن قصد پلنگ تیز دندان روشن است

امشب از داغی دوباره چشم ایران روشن است

یوسفی رفته است آری وضع کنعان روشن است

تک سواران ، تیز میتازند در صحرا هنوز

از تلاطم باز ننشسته است این دریا هنوز

آتشی پیداست آن سوی بیابان ها هنوز

باز شمعی کشته شد با دست شب اما هنوز

این شبستان کهن با نور ایمان روشن است

بارالله جرس ما را سر و سامان بده

انقلابا مشق هشیاری به فرزندان بده

قهرمانا در دل میدان بمان جولان بده

 رهبرا من مصطفیی دیگرم،فرمان بده

کی به اندک بادی اقیانوس لرزان میشود؟!

کوه کی با یک خراش ساده ویران میشود؟!

عاشقین رفتند کی از رفتن پشیمان میشوند؟!

کی میان ابرهای تیره پنهان میشنود؟!

آسمان ما که با خون شهیدان روشن است

مرتضی تا بود کارش غیر شیدایی نبود

مجتبی می گفت دیدم غیر زیبایی نبود

شد پشیمان هرکسی اینجا ذلیخایی نبود

مصطفی هم رفت آری او هم،اینجایی نبود

مرد های مرد را آغاز و پایان روشن است

بارالله جرس ما را سر و سامان بده

انقلابا مشق هشیاری به فرزندان بده

قهرمانا در دل میدان بمان جولان بده

 رهبرا من مصطفیی دیگرم،فرمان بده

شاعر:مهدی جهان دار- تضمین غزل میلاد عرفان پور

22بهمن و دهه فجر مبارک

منتظران

ما منتظر صبح شب یلداییم

                   آماده برای فرج مولاییم

                                   روزی که عزیز فاطمه(عج) می آید

                                                         با خامنه ای به کربلا  می آییم

اینو بخونید خیلی قشنگه !!!!!!!

امام زمان و حجاب

پدر حضرت آیه الله العظمی سیستانی مرحوم سید حسین

سیستانی چندین سال در مشهد مقدس به کارهای مختلف و راههای

 مختلف پرداخت تا که امام زمان ارواحنا فداه را ببیند این کار سی سال طول

 کشید.


سالها در مشهد مقدس بر این رویه پشت کار داشت تا اینکه روزی به او خبر

 دادند سیستانی اگر می خواهی حضرت را ببینی برو به آن نقطه شهر در

خانه ای حضرت هستند.


دوان دوان رفت و وارد ان حیاط مذکور شد دید جنازه ای بر زمین افتاده

حضرت ایستادند وجود نازنین حضرتش خود بر ان جنازه نماز خواندند و

 برایشان گریه کردند(خوش به حالش)


سید حسین می گوید مانده بودم خدایا این جنازه کیست؟؟


تا خواستم از محضرشون سئوال کنم فرمودند: سید حسین این زن را می

بینی که ما بر او نماز خواندیم!!


این زنی است که در سالهایی که رضا خان کشف حجاب می کرد از ترس

اینکه بیاید بیرون و خدای نکرده از او کشف حجاب کنند از او و نامحرمی موی

 او را ببیند کل آن ایام را از خانه بیرون نیامد.


نمی خواهید اینقدر دست و پا بزنید که مرا ببینید


همین قدر مطیع امر مولا باشید ما به دیدنتان می آییم


همین قدر مقید به دین اسلام باشید ما به دیدارتان می آییم

 


خیلی حرف بزرگی است ما ( ولی خدا) به دیدارتان می آییم


الان که کشف حجاب نمی کنند


الان چرا چادر مادرش زهرا(سلام الله علیها) شده دموده؟؟


الان چرا خیلی جاها به کار گیری حجاب بده؟؟


تا میگی چادر این شده تکیه کلامشون…


مگه حجاب فقط چادره؟؟نه مانتو هم حجابه ولی کدوم مانتو؟؟؟


آری امام زمان به دیدنتون میاد اگر..... انجام ندی؛ ترک کنی؛


هر کسی گناهاش را بذاره جای ان نقطه چین چون فقط خدا و امام زمان

می دونند تو و من چه کاریه ایم؟؟؟

اين است كه امام علي (ع) مي فرمايد :

 
پاداش رزمنده شهيد بيشتر از كسي نيست كه قدرت به گناه دارد اما

پاكدامني مي كند . همانا عفيف پاكدامن فرشته اي از فرشته هاست .

 

 

بصیرت از زبان امام خامنه ای

بصیرت یعنی اینکه بدانیم، شمری که سر حسین (ع) را برید همان جانباز صفین است که تا مرز شهادت پیش رفت.

امام خامنه ای (مدظله العالی)

 

 

بد به دل راه مده مى رسد آقا حتماً

 

مى شود فرصت ديدار مهيّا حتماً

بد به دل راه مده مى رسد آقا حتماً

اى كه دنبال دواى غم هجران هستى

مى شود درد نهان تو مداوا حتماً

اگر امروز نشد بوسه به دستش بزنيم

وعده ى ما همه افتاده به فردا حتماً

ثمر گريه ى ما خنده ى روز فرج است

آن زمان مى شكفد خنده به لب ها حتماً

دورى غيبت طولانى و تأخير ظهور

امتحانى است براى همه ى ما حتماً

كار ما منتظران چيست؟ اميد و تقوا

غم نخور مى شود آخر این گره وا حتماً

هركه در زمره ى ما منتظران مى باشد

مى كند تا به ابد پشت به دنيا حتماً

انبياء منتظر آمدنش مى باشند

مى رسد پشت سرش حضرت عيسى حتماً

كاش باشيم و ببينيم كه روز رجعت

مى سپارد عَلَم خويش به سقّا حتماً

زره شير خدا بر تن و شمشير به دست

مى رسد منتقم حضرت زهرا حتماً

دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی تو

بغض خود را وسط سینه فشردم بی تو

بسکه هر جمعه غروب آمد و دلگیرم کرد

دل به دریای غم و غصه سپردم بی تو

چاره ای کن، گره افتاده به کار دل من

راهی از کار دلم پیش نبردم بی تو

سالها می شود از خویش سؤالی دارم

من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو

با حساب دل خود هرچه نوشتم دیدم

من از این زندگیم سود نبردم بی تو

گذری کن به مزارم به خدا محتاجم

من اگر سر به دل خاک سپردم بی تو